Loading…

جزیره شبکه و زیرساخت

دوره آموزشی بین المللی +CompTIA Network قسمت دوم : اصطلاحات معمول در شبکه
رایگان
دریافت فیلم آموزشی
پرداخت اختیاری
دوره آموزشی بین المللی +CompTIA Network قسمت دوم : اصطلاحات معمول در شبکه
ارسال کننده: UNITY
محمد نصیری ، بنیانگذار ITPRO ، کارشناس امنیت اطلاعات و ارتباطات و کشف جرائم رایانه ای ، هکر کلاه سفید ، تخصص در حوزه امنیت سیستم عامل و تست های نفوذسنجی ، لینوکس ، مجازی سازی ، سرویس های کاربردی سرور و ... سابقه همکاری در بیش از 40 سازمان دولتی ، خصوصی و نظامی در حوزه پروژه ، مشاوره و آموزش ، بیش از 10 هزار ساعت سابقه آموزشی در طی 12 سال فعالیت حرفه ای ...
کاربران برتر
توضیحات
این ویدیوی آموزشی جزو سرفصل های آموزشی دوره نتورک پلاس نیست ، در این ویدیوی آموزشی ما ترجیح دادیم که اکثر واژه های تخصصی که معمولا در حوزه شبکه و بعضا امنیت استفاده می شود و به زبان انگلیسی هستند را بصورت ساده و روان توضیح بدهیم ، بعضا شاهد هستیم که واژه ها و اصطلاحات فنی که از ابتدا به درستی تفهیم نشده اند باعث عدم درک مناسب در یادگیری شبکه می شوند و همیشه دانشجویان ابهاماتی در این خصوص دارند ، در این ویدیو ما بیش از 70 عدد اصطلاح فنی کاربردی و مصطلح را که معمولا ITMAN ها با لهجه های مختلف بیان می کنند را برای شما بصورت خلاصه تفهیم می کنیم تا در طی دوره آموزشی برای شما مشکلی از بابت درک مفاهیم اولیه نباشد. امیدوارم این ویدیوی آموزشی که بعضا طولانی و ممکن است خسته کننده هم باشد مورد توجه شما قرار بگیرد ، با توجه به اینکه دوره آموزشی نتورک پلاس بیشترین تعداد واژه های تخصصی را در بین دوره های شبکه دارد ایجاد کردن این ویدیوی آموزشی یک الزام برای شروع این دوره از نظر من می باشد. امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیرد. ITPRO باشید و به دیگران هم ITPRO بودن را توصیه کنید.
مدت زمان کل آموزش: 7 ساعت و 15 دقیقه
دیدگاه ها
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
خیلی ممنون و خداقوت
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
سلام
واقعا خدا قوت و خسته نباشید به شما
واقعا کارتون عالیه حرف نداره
من خودم میخاستم یه دوره Network+ برم
ولی از اونجایی که چیزی درست و حسابی که به درد ادم بخوره یاد نمیدن ادم منصرف میشه
ولی با دیدن این ویدیو ها ادم احساس خستگی و کسل کننده بودن اموزش ها نمیکنه با این همه انرژی
واقعا حرف نداره و کارتون عالیه !
ان شاءالله همیشه همینجوری ادامه دار باشه
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
سلام و خسته نباشید خدمت مهندس نصیری عزیز
کل دورتون که هنوز شروعش نکردید یکطرف و این اصلاحات کلیدی که در این کلیپ گفتید یکطرف. این یه حرکت فوق عالی بود که میتونستید انجام بدید.
ازتون واقعا ممنونم که بیس کار و مخصوصا بیس تخصص ما رو محکم و اصولی گرفتید.
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
با سلام
ممنون از زحمات شما مهندس عزیز
اگر امکان داره دانلود دوره را رایگان قرار دهید
ممنون
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
دوست عزیز ویدیوهایی که رایگان هستند دکمه دانلود در اختیار همه هست .
سلام آقای مهندس نصیری عزیز و گل؛
ازتون بخاطر گذاشتن این ویدئوی زیبا و مفید متشکرم. واقعا خدا قوت.
آقای مهندس با اجازتون من 15 دقیقه ابتدایی فیلم رو دیدم و اصطلاحاتی رو که خودم دوست داشتم بیشتر بدونم، تایپ کردم و اینجا هم برای اینکه سایر دوستانمون بتونن مطالعه کنم میذارم. ببخشید اگه نقصی در کار من هستش.

Operational:
یعنی اون شبکه در حال کار هست، عملیات اون شبکه در حال انجام شدن هستش.
IDS:
سخت افزارها یا نرم افزارهایی که حملات و تخریبها و یا نفوذ رو تشخیص میدن و به ما اعلام میکنن.
IPS:
عمکلردی مشابه با IDS داشته با این تفاوت که یه سری عملیاتی رو بر علیه این تهاجم ها انجام میده.
Access point:
ابزاری که میشه با وایرلس به اون وصل شد، از جمله این ابزارها میشه به دکلهای مرتبط با انتقال Data و یا مودمهایی که تو خونه ها هست نام برد.
Protocol:
زبانی است مشترک برای ارتباط بین شبکه های مختلف در سیستم عامل های متنوع.
Node ها:
یا بعبارت عامیانه تر میشه همون سوکتهای شبکه مون رو بگیم که حالا بعضی هاشون فعاله و یا کامپیوتر وصل هستش که میشه active و به بعضی هاشون کامپیوتر و یا تجهیزات شبکه ای وصل نیست که میشه Passive که قابلیت فعال شدن و گسترش یافتن رو دارند.
Lease:
به معنای اجاره کردن یا قرض گرفتن هستش که برای مثال ما از این اصطلاح در خطوط مخابراتی زیاد استفاده می کنیم، بخصوص بانکها از این مورد یعنی lease line استفاده زیادی میکنن.
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
با سلام وخسته نباشید
throughputچیه؟
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
سلام ، به لینک زیر مراجعه کنید :
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
متشکرم کاملا متوجه شدم

  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
هزینه کل دوره چقدره؟
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
هنوز دوره کامل نشده ، بین 400 تا 500 تومن میشه احتمالا ...
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
هرجایی برا آموزش می بینم ک می فرمایند مفتش کنین! تاسف می خورم برا خودم و امثال خودم چون متاسفانه ما یاد گرفتیم ک همه چی برامون رایگان باشه، طرف 15 سال رفته پول خرج کرده رفته خارج کشور هزینه کرده مدرک گرفته، زحمت کشیده مطالعه کرده ، از لذت هاش گذشته تا یاد گرفته، اون وقت من و امثال من حاضریم برا شمال رفتن، تفریح کردن با دوستان، هچی ک برنامه ریزی می کنیم و ... ، راحت هزینه کنیم ولی برا یادگیری و آموزش ک واقعا می شه اسمشو گذاشت سرمایه گذاری برای آینده، اسمشو گذاشت صرفه جویی در وقت و ... دستمون شل می شه.
مهندس نصیری عزیز من واقعا ازتون تشکر می کنم و دستتون رو می بوسم برا زحماتی ک می کشین. من با دیدن سه دوره اولی ک تا الان اومده متوجه شدم ک هیچی از شبکه بلد نیستم واقعا :)
امیدوارم این دوره تا انتها ادامه داشته باشه
از دوستای عزیزم تو ITPRO هم دعوت می کنم ک ب جای درخواست از مدیران برا رایگان کرردن آموزشهای ارزشمند، به حمایت مالی انجمن کمک کنن
من خودم همین الان قصد دارم حسابمو شارژ کنم تا جلسات بعدی این دوره رو راحت بگیرم :)))
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
آموزش های رایگان زیادن تو اینترنت یا حتی آموزش های به صرفه ( از لحاظ اقتصادی ) اما من تصمیم دارم فقط بیام itpro تا زمانی که کیفیت رو سرلوحه خودشون قرار میدن...نمیخوام مثلا ccna رو 7 بار از جاهای مختلف بخونم که چی رایگانه!!! آخرشم متوجه بشم هیچی بارم نیست.میخوام یک بار بخونم یادش بگیرم و اگر قرار بر تکرار همون آموزش رو تکرار کنم.منم بعه عنوان یکی از ITPRO ای ها نظری دارم : مهمترین ملاک کیفیت نه قیمت ( بچه مایه دارم نیستم ) . عالی بود مهندس .
مهندس دستگاه تیپ یا tip یا type که میفرمایید در ویدئو چی هست؟ چجوری نوشته میشه؟ اگر نوشتاریش رو در ویدئو قرار میدادین مزاحم نمیشدم.با تشکر ایشالا که همه اوج بگیریم :-)

  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
Type در واقع تلفظش تایپ هست به معنی نوشتن هم هست به معنی نوع هم هست ، تو فارسی بهش تیپ هم میگن مثلا وقتی میگیم 206 تیپ 5 منظور Type 5 یا نوع 5 هست ، در شبکه هم جاهای مختلفی شما واژه Type رو می بینید که باید بدونید به معنی تایپ کردن نیست بلکه نوع هست . در ضمن علی عزیز کسانی که از من در وب سایت و زیر مطالب سئوال می کنن باید بدونن هیچوقت مزاحم نیستن که هیچ عزیز دل ما هم هستن ما اینجا هستیم سئوالتون رو جواب بدیم ، در ضمن عزیزم اوج نگیر ، پسرم اوج نگیر ، عزیزم اوووووووووووووججج نگیر ..... D:
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
اولا ممنون از پاسخ سریعتون. مهندس منظورم اون type نیست ! من بد منظورم رو گفتم ببخشید.
یک جای دیگه اشاره به تیپ کردید ...در تعریف Archive فرمودید : یعنی دیتا تون رو روی یک دستگاهی خارج از هارد دیسک ذخیره کنید و ببرید یک جایی با شماره گذاری با ساختار منظم ذخیره کنید مثلا داخل یک دستگاهی به نام تیپ! یا DVD

  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
آها اون رو بهش میگن Tape یا نوار ، برای ذخیره سازی اطلاعات زیاد استفاده میشه ، اگه سنتون به ما بخوره رابطه خودکار و نوار کاست رو یادتون بیاد منظور ما همون شکل هست اما برای ذخیره سازی داده ها که امروزه هم استفاده میشن ، Tape یا نوار مغناطیسی که در تصویر زیر می بینید :
Image

  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
مهندس شما compliance رو به عدم انطباق یا هماهنگ نبودن ترجمه کردید؛ در حالی که به معنی انطباق و هماهنگی هست.
شما در تعریف baseband گفتید: شبکه ای که همزمان فقط ازش یک سیگنال قابل عبور است ؛ مثل شبکه های معمولی که ما داریم استفاده میکنیم و... حالا سوالم اینه که : مثل کدوم شبکه هایی که ما داریم استفاده میکنیم؟ کمی تعریفتون از baseband رو متوجه نشدم.
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
علی عزیز من Compliance رو با Non-Compliance اشتباه گفتم ، اینو به حساب نقش من در حوزه امنیت بزارید که بازرس هستیم و همش به دنبال عدم انطباق D: یا Non-Compliance ... ویدیو کاملا فی البداح هست طبیعتا مشکلات کمی هم داره ، Basedband یعنی همین شبکه کابلی که با چهار تا کابل و سویج به هم وصل میشن ... اینها Baseband هستند ... البته در ساده ترین حالت ... چون میشه تبدیلشون کردن به Broadband و ...
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
سلام جناب نصیری
شما گفتید BBC مخفف British Broadcasting Chanel ه در صورتی که من هرچی جستجو کردم این مخفف رو دیدم British Broadcasting Corporation

  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
جناب نصیری ، مجدد سلام
یکی از مشکلاتی که گاها با اصطلاحات شبکه دارم و راه درست و درمونی هم پیدا نکردم ، نحوه تلفظ صحیح اوناست.
معمولا هر مدرسی تلفظ خاص خودشو داره ، من از تلفظ Google Translate استفاده می کنم اما بازم به مشکل برخوردم مثلا :
اصطلاح Duplex رو شما "داپلکس" تلفظ کردید در صورتی که Google Translate اونو "دوپلکس" تلفظ میکنه
یا اصطلاح environment رو شما "انوایورمنت" تلفظ کردید در صورتی که تلفظ Google ( که english) "اینوایرومنت" هست
حقیت من نمیدونم کدوم تلفظ درست تره ؟من خواهش میکنم روشی یا راهی رو پیشنهاد کنید که برای همیشه از یک روش تلفظ واحد استفاده کنیم و درگیر این حاشیه ها نشیم
باتشکر

  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
خب قطعا هر مدرسی توی تلفظ ها دچار مشکل خواهد بود مگر این که بچه انگلیس باشه که اونوقت فکر کنم ما زبونش رو نمیفهمیم!! پس فکر میکنم بهتره با تلفظه کنار اومد...مسئله مهمی نیست درگیر نکن خودتو
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
BBC مخفف British Broadcasting Channel بود البته سالها پیش ... از طرفی گوگل تلفظ درست رو داره ، من اشتباه تلفظ می کنم ، مهندس عزیز تلفظ نیست که تخصص میاره ، درسته که بهتره تلفظ درست داشته باشیم اما کار رو به کسی میدن که کار بلد باشه نه خوب حرف بزنه ، من الان میدونم که Domain در فارسی میایم میگیم دامین و خودمم میگم دامین ، در صورتیکه دومین درستش هست ، یا Host ... شما و ما میگیم هاست در صورتیکه هوووست درست هست ، خوب حالا من میگم هاست شما بگید هوست ! مهم اینه کی بتونه درست راه اندازیش کنه دیگه ایراد بنی اسرائیلی نگیریم هر چی دوست داری تلفظ کن فقط مفهوم رو بگیر ، به قول یه بنده خدایی چه حسن کچل چه کچل حسن هر دو یکی هستن ... ولی تلفظ درست رو گوگل داره و بس ..
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
سپاس...
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
مهندس فرق اینترنت و وب چیه ؟ مگه یکی نیستند؟
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
خیر ، اینترنت مجموعه ای از زیرساخت ها و پروتکل هاست ، وب یا بهتر بگیرم پروتکل http فقط یکی از این پروتکل های مورد استفاده در اینترنت هست ...
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
با اجازه از استاد نصیری
اینترنت مثل یک بستر و زیرساخت هستش و وب به منزله ی یک ابزار که روی اینترنت داره کار مکینه.
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
از الان به بعد جایی بخوام نتورک پلاس درس بدم میگم "ما طبق سرفصلهای ارائه شده در انجمن متخصصین فناوری اطلاعات ایران پیش می ریم" ;)
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
با سلام و خسته نباشید وتشکر بابت ویدیوهای مفیدتون
اگر امکان داره میخواستم بدونم چطور میتونم آموزش کامل Network+ را تهیه کنم اگر راهنمایی کنین ممنون میشم.
با تشکر
  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 1 ماه قبل
فقط باید صبر کنید تموم بشه دوست عزیز ... هنوز کلی ازش باقی مونده و کامل نیست ...
سلام دوستان گلم؛ تو چند تا comment قبلی برخی از اصطلاحاتی که نیاز به دونستن بیشترش رو داشتم طبق آموزش استاد نصیری و از تو فیلم براتون گذاشتم. در اینجا هم ادامه اون اصطلاحات رو براتون میذارم. این نوشته اصطلاحات مهم تا انتهای فیلم رو دربر میگیره . فقط بعضی جاها رو دقت کنید دوستان حتما نباید فکر کنید دقیقا واژه تحت الفظی رو ما آوردیم، ما معانی رو نوشتیم که بیشتر به کارمون میاد و در شبکه کاربرد داره. پس اگه کلمه ای با ترجمه ی واقعی تفاوت داشت به این خاطر هستش.
قسمت دوم واژه های کاربردی:
Client: اون کامپيوتر و وسيله اي که از خدمات سرور استفاده ميکنه.
Optiona l: يعني انتخابي و قابليت انتخاب شدن توسط ما رو داره، حق انتخاب داريم.
Port: از نظر لغوي به معناي درگاه مي باشد، و در اينجا وسيله يا مفهومي است که ما با اون ارتباط برقرار مي کنيم.اين ارتباط ممکنه فيزيکي باشه يا غيرفيزيکي. از جمله پورتهاي غير فيزيکي ميشه به پورت 80 (Http) و... نام برد.
Hub: هيچ درک و مفهومي از شبکه نداره، هر چي که براش بياد، براي همه مي فرسته، براي درک بهتر ميشه به سه راهي برق اشاره کرد که در اينجا در اين نقش ظاهر شده.
Copper: همون فلز مس هستش که يکي از انواع آلياژهاي رسانه ي ارتباطي هستش.
Field: همون زمينه کاري محسوب ميشه.
Ful l: تو شبکه به معني کامل در نظر بگيريم.
Partia l: کمي تا قسمتي معني ميده اينجا.
Hybrid: ترکيبي.
Peer to peer يا شبکه هاي نظير به نظير؛ که يک کلاينت ميتونه هم در نقش سرور و هم سرويس دهنده رو(با يک کلاينت ديگه) ايفا بکنه ميگن.مثال بارز در اين شبکه رو ميشه از torrent اسم برد.
Medium: يا رسانه هم بهش ميگن.
Implement : پياده سازي کردن.
Maintain: نگهداري کردن؛ همون کاري که مديران شبکه انجام ميدن ، يعني شبکه رو نگهداري مي کنن.
Vali d: يعني اينکه IP اين کلاينت در اينترنت قابل دسترسي و ديدن هستش، معتبر است.
Invalid :p هايي که در اين نوع هستن عمومي نبوده و از بيرون قابل دسترسي نيستند و معتبر نمي باشد.
انواع ارتباطات رو اگه بخوايم درک راحتتري از واژه هاي زير داشته باشيم:
Unicast : يک به يک هستش. مثل تلفن.
Multicast: يک به چند ؛ يعني بطور مثال من اطلاعات رو ميفرستم و چند نفر همزمان اون رو دريافت ميکنن(مثل همين گروههاي تلگرام يا ويدئو کنفرانس ها) و همون اشخاصي که عضو گروه هستند اون پيام رو دريافت ميکنن.
Broadcast : ارتباط يک به همه ؛ مثل کانالهاي تلويزيون .
Interface: در اصطلاح به پورتهاي قابل تنظيم روي ديوايسهايي مثل سوئيچ، روتر، فايروال و ... مي گويند.
Interior و exterior به معناي داخلي و خارجي هستند.
Latency : به معناي تاخير هستش و در تبادل اطلاعات بکار برده ميشه و وجودش در شبکه جالب نيست.
Hop: هر بسته اطلاعاتي که ميخواد به مقصد برسه از روترها و فايروالهاي گوناگوني ممکنه عبور کنه که ما به هر کدوم از اين ها يک hop ميگيم و تعدادش رو ميگيم Hop count .
Distibution: به معناي توزيع کردن هستش، يعني منابع رو تو شبکه بين سرورها توزيع کينم تا چنانچه يکي از سرورها دچار اختلال شد، بقيه بتونن جوابگو باشن.
Qos: تکنولوژي هستش که باعث ميشه از بوجود اون latency در شبکه جلوگيري بشه با زمانبندي کردن.
توضيحات تکميلي:
QoS يکي از موضوعات بسيار مهم و کاربردي در فنآوري VoIP است. اين کميت تضمين مي کند که ترافيک بسته اي براي يک ارتباط صوتي يا در هر ارتباط رسانه اي به دليل ازدحام دچار تاخير نمي شود يا کيفيت خدمات ارائه شده افت نمي کند.
در واقع QoS نوعي مکانيزم اولويت بندي شده براي عبور packetهاي اطلاعاتي است که بر اساس سرويس هاي شبکه دسته بندي مي شوند و معمولا بر روي شبکه هاي WAN يا در جايي که داده هاي Voice يا Video وجود دارند، اجرا مي شود. به طور مثال در سرويس هاي VOIP يا Telephony يا Video Streaming که کيفيت و نظم بسته هاي اطلاعاتي از اهميت بالايي برخوردار است از سيستمهاي QOS استفاده مي شود.
روش هاي گوناگوني براي پياده سازي QoS وجود دارد. مثلا در يک روش مي توان با تقسيم پهناي باند، تعيين کرد که چه ترافيکي به چند در صد ار پهناي باند اختصاص داده شود. به اين دليل اين کار انجام مي شود که ما در WAN با محدوديت پهناي باند مواجه هستيم.
Quality Of Service يک سرويس جهت بهبود کيفيت ارتباطات مي باشد
QOS در حقيقت يک نوع مکانيزم اولويت بندي براي عبور packet هاي اطلاعاتي بر اساس سرويس هاي شبکه هستش و معمولا روي شبکه هاي WAN و در جايي که ما داده هاي Voice يا Video داريم اجرا مي شه.
بعنوان مثال در سرويس ها VOIP يا Telephony يا Video Streaming که کيفيت و نظم بسته هاي اطلاعاتي از اهميت بالايي برخوردار است از سيستمهاي QOS استفاده مي شود.
روشهايي هم براي پياده سازي داره مثلا در يک روش شما مي تونيد يک پهناي باند رو تقسيم کنيد و تعيين کنيد يه چند درصد از پهناي باند به چه ترافيکي اختصاص پيدا کنه. اين کار به اين علت در WAN اتفاق مي افته چون ما در اين شبکه ها محدوديت پهناي باند داريم. اين بحث خيلي گسترده است و البته در جايي که لزومي نداره اگه استفاده بشه فوق العاده ميزان پردازش روتر ها و سوييچ ها رو بالا مي بره و توصيه نميشه هرجايي ازش استفاده بشه. ميشه ترافيک رو بر حسب مک ادرس مبدا و مقصد و نوع پروتکل و يا پورت مشخص کرد.
Realtime: يا از نظر لغوي به معناي بلادرنگ هستش و يعني اينکه اگه ما درخواستي رو بديم، فورا اونرو پاسخ بده.در CPU يعني بالاترين سطح اولويت دسترسي به منابع CPU .
Environment: محيط ، مثلا محيط ويندوز گرافيکي هستش ولي محيط سيسکو برمبناي خط فرمان.
Consideration: يعني توجه کردن به موردي خاص و يا در نظر گرفتن حتمي مواردي که ذکر شده.
Recommendation: يعني پيشنهاد و توصيه شدن.
Alert: يعني اخطار و به معني اتفاق بد افتادن هستش.
Baseline: رو ما الگو در نظر بگيريم، براي مثال براي برقراري امنيت در يک سازمان، ما يک الگو يا baseline بنام iso27000 داريم، که يک چک ليست هستش و بايد رعايت کرده و طبق اين بريم جلو.
Best practice : يعني اينکه يه کاري قبلا انجام شده باشه و موفق يا ناموفق بوده باشه، و من از تجربيات اون کار تو پروژه خودم استفاده کنم.
Bottleneck: معناي لغويش ميشه سربطري يا قيف، در اينجا يعني پهناي باند يا ميزان ترافيک ما جوابگوي اون حد از ترافيک در شبکه يا ساختار شبکه ما نيست.
Utilization : به معني بهره وري هستش.
Discard : يعني بيخيال شدن ! بعضي از بسته هاي اطلاعاتي رو بعنوان مثال بايد هيچ کاري روي اونها انجام نديم.
Duplex: يعني همزماني انتقال اطلاعات.
Asset: به معني دارايي هستش.
Vendor : يعني چيزي که وابسته به يک سيستم عامل خاص باشه. مثلا vendor ويندوز يا vendor لينوکس.
Procedure: به معناي دستورالعمل هستش.
Legacy : از نظر لغوي به معني ميراث هستش، و در اينجا ميشه به تجهيزات يا سيستم عاملهايي اشاره کرد که خيلي قديمي هستن و داخل مدار هستن و ما ناچاريم که از اونها تو شبکه استفاده کنيم مثل ويندوزهاي سرور 2000 و 2003.
Separate: به معني تفکيک کردن هستش، براي مثال دو تا شبکه رو از همديگه تفکيک کرديم. اصطلاحاً بهش segment کردن هم ميگن.
Compliance: يعني هماهنگ بودن و يا انطباق داشتن هستش، فرض کنيد يه بازرس مياد و ميخواد امنيت سازمان شما رو بررسي بکنه وقتي که از شما در خصوص پورتهاي سوئيچ و موارد امنيتي موردي رو که شما گفتين درسته و ايشون هم چک ميکنه و مي بينه درسته پس ميگه اين compliance هستش و منطبقه.
Upgrade: همون بروز رساني هستش تقريبا ولي تفاوتي که با update داره در اين هست که در update (فرض کنيد ما در حال استفاده از ويندوز 10 هستيم که براش يه وصله امنيتي مياد که يه ضعف امنيتيش رو برطرف ميکنه، به اين ميگيم update کردن). حالا اگه ما بيايم و براي مثال ويندوز 8.1 خودمون رو به ويندوز 10؛ upgradeش مي کنيم، يعني نسل اون سيستم عامل رو تغيير داديم.
Driver : رابط بين سخت افزار و نرم افزار ، براي درک بهتر فرض کنيد يه مترجم هست.
Firmware: ميان افزار بهش ميگن و سفت افزار هم بهش ميگن، نرم افزاري است بصورت کاملا خواندني يا read only و در حافظه rom سيستم ما قرار ميگيره.
Major: بسيار حياتي و اساسي.
Minor: زياد مهم نيست و ميشه گفت جزئي هستش.
Flood: معمولا جايي استفاده ميشه که ترافيک زياده و سوئيچ ما اصطلاحاً overflow ميکنه و ديگه قادر به پاسخگويي درست نيست.
Assign: اعمال کردن ، اختصاص دادن.
Console: يعني اينکه شما بصورت فيزيکي با يه Device ارتباط دارين، يعني بصورت remote نيستش.
Terminal: معمولا به جايي که بتونيد دستور وارد کنيد ميگن. مثل ترمينال لينوکس.
Roaming : به معناي جابجايي هستش، با استفاده از اين قابليت در access point ها ميتونيم کاري کنيم که اگه در يه ساختمون چند طبقه خواستيم اينترنت پخش کنيم، اينترنت شخصي که داره ازش استفاده ميکنه هي با رفتن به طبقات مختلف از بين نره.
Pool: از نظر لغوي به معناي استخر هستش ولي در اينجا به مجموعه اي از سرويسها و يا دستگاهها گفته ميشه. مثل address pool مجموعه اي از آدرسها.
Infrastructure: زيرساختار هستش و زيربنايي است که پس از آن سيستم عامل بکار مي آيد.
Single point of failure: هر نقطه و جايي از شبکه که اگه از بين بره کل شبکه ما دچار اختلال ميشه رو ميگن پس بهتره که ما 2 تا بزاريم که شبکه دچار اختلال نشه.
Awareness: اطلاع رساني يا آموزش.
Redundancy: به معناي افزونگي هستش که براي HDD بطور مثال ميشه از Raid نام برد.
Vulnerability: آسيب پذيري، اون نقطه ي ضعف در سيستم عامل، شبکه يا سازمان از نظر فيزيکي يا هر چيزي که يه نفر بتونه ازش سوء استفاده بکنه.
Penetration: به معناي نفوذ هستش.
Threat: به معناي تهديد هستش.
Permanent و persistent يعني دائمي.
Abuse: يعني سوء استفاده ميشه.
Spoof: جعل کردن هويت ميشه. جعل کردن آدرس ميشه.
Compromised: يعني از شبکه يا سيستم عاملي سوء استفاده شدن که ممکنه بخاطر هک شدن باشه و ديگه قابل اعتماد نيست.
Malicious : يعني مخرب و هر چيزي که تخريب کنه.
Hardening: يک فرآيند امنيتي هستش و بدين معناست که روي سيستم عامل، فايروال يا سوئيچ يا هر چيزي بيايم پورتها و سرويسهاي غيرضروري رو غيرفعال ميکنيم.
Inspection: يعني پيدا کردن، شناسايي کردن که بيشتر تو بحث کشف جرايم رايانه اي کاربرد داره و معموله.
Access list: يعني ليست دسترسي ، يعني اينکه بيايم و براي فايروالمون بطور نمونه بگيم چه IP ميتونه وارد و يا خارج بشه.
Enterprise: اين رو بهتره ترجمه تحت الفظي نکنيم و يه سازمان بسيار بزرگ از نظر شبکه در نظر بگيريد.
Authorization : مجوز دسترسي ، به طور معمول اين مرحله بعد از authentication (احراز هويت) رخ ميده.
Application و software : در واقع اين دو خيلي به همديگه شباهت دارن ولي اگه بخوايم به تفاوتشون اشاره بکنيم ميشه گفت که ممکنه ما software ي داشته باشيم که قادر به ديدنش نباشيم و در پس زمينه کار بکنه (مثل سيستم time کامپيوتر) ولي يه application هميشه قابل روئيت و مشاهده هستش و حتما يه رابط کاربري و گرافيکي رو داره، اين رو هم در نظر بگيريم که يک application حتما يک software هست.
Assessment : به معناي ارزيابي هستش.
Edge: يعني لبه، و در اينجا به جايي از شبکه ميگن که مستقيما با بيرون شبکه و شبکه عمومي ارتباط داره.
Escalate: يعني بالابردن سطح دسترسي، بعنوان مثال ارتقاي يک يوزر عادي به admin .
Discovery: به معني شناسايي هستش.
Evidence: اون مدرک جرمي هستش که از يه حمله باقي مونده.
Gather: بدست آوردن، اطلاعاتي رو بدست آوردن يا gathering information .
Resolve : يعني پيدا کردن مشکلات.
Solution: راهکار يا راه حل .
Functionality: عملياتي بودن.
Loss: از بين رفتن.
Simultaneous يا concurrent: تعداد ارتباطات يا connectionهايي که همزمان يک کامپيوتر ميتونه قبول بکنه.
Encapsulation : تبديل کردن داده هاي ما به packet هاي اطلاعاتي رو ميگن.
Baseband: يعني شبکه اي که همزمان ازش يک سيگنال قابل عبور هست.
Broadband: يعني شبکه اي که همزمان ازش n سيگنال قابل عبور هستش، مثل تلويزيونهاي مرکزي که در هر طبقه ميشه کانالهاي متفاوتي رو ازش مشاهده کرد.
SLA: مخفف service level agreement هستش، که ميشه به همون توافقنامه اي که ما مثلا با يه شرکت اينترنتي امضا ميکنيم هم اشاره کرد.
Rollback: يعني دکمه بازگرداني به حالت قبلي، يعني اشتباه کردم.
Simplex : يعني ارتباط يک طرفه ، يک طرف هميشه فرستنده هستش و يک طرف هميشه گيرنده ، مثل همين ارتباطي که الان مدرس با ما داره، ايشون فقط صحبت ميکنن و ما يادداشت برداري و مشاهده مي کنيم.
Half duplex: دو طرفه، غيرهمزمان مثل همين واکي تاکي هايي که مشاهده مي کنيم.
Full duplex: مشابه تلفنمون هستش يعني دوطرفه و همزمان.

  • ارسال توسط:
  • زمان ارسال: 26 روز قبل
سلام
خیلی عالی بود استاد.
بنده به شخصه دو منبع دیگه رو هم برای این دوره مطالعه کردم ولی هیچ کدوم به گرد پای این ویدیو که هیچ! به پای ویدیوی intro شما هم نمی رسیدن!
امیدوارم که همینجوری پر انرژی ادامه بدین و ما هم توان داشته باشیم حمایت کنیم.
یه تشکری هم بکنم از آقا داوود عزیز که اصطلاحات رو جمع بندی کردن و قرار دادن .. دست شما درد نکنه.

خواهش میکنم SPID3r عزیزم؛ راستش هنوز وقت نکردم که همین نوشته رو براتون مرتب کنم و هر کدومش رو تو خط جداگانه ای بنویسیم که انشااله طی روزهای آتی اینکار رو میکنم که راحت تر بتونید بخونید.
دست گل شما هم درد نکنه که نظر دادی.
همچنین کارهای ما در مقابل زحمات و الطاف آقای نصیری فقط جبران کمی از محبتهای ایشون هستش.
روز و لحظات خوبی داشته باشی.
برای ارسال نظر وارد شوید.